دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۶ - Monday 24 July 2017

کانال تلگرام روستای سورانه

کانال تلگرام روستای سورانه

دسته بندی : اشعار روستا
تاریخ انتشار : جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۸

سورانه و عاشورا

سورانه عزادار جگر گوشه زهر است
 مردمش خادم در بار پسرخوانده زهرا ست

حال در بزم عزای حضرت ثارالله
 غمگین شده از مصیبت ال الله

سورانه مصفا به وجود حرمی هست
 این از لطف خداهست که همسایه ماهست

شکر خداکه دراین دیار شدقسمت ما
 صحن و سرا و حرم زاده عبدالله

سورانه مصفا به وجود حرمی هست
 درمیانش یک ضریح اطهری هست

مرجعی عالی مقام در میان این ضریح هست
 نام او شهزاده عبدالله، ابن احمدی هست

سالهاست که آقا در همسایگی ما بوده است
 شهزاده ای که به دامان شهباز آرمیده است

یقین دارم او می تواند شفیعمان باشد
 مشروط براینکه مشفعش براین یقین باشد

بگذارید بامباهات بگویم که چه شد
 اصلا از کجا بود که غزل روزی من شد

آن شب که شام شش‌ماهه بود قلمم می نوشت
 ازآنجا که تیروکمان وخنجر و نیزه برق زنان می سرشت

دستان کوچک او بودکه قلم رابه دستم گرفت
 ورنه من باقلم کجا ، او باتیرو کمان کجا

آخ، آخ ، آخ ، دل به کجا رفت که نگو ...
 به گهواره نه تنها ، به اقلیم عطش رفت

تاب شنیدن در خودم نیست نگویم بیشتر
 کاش محمد ،  مدح این شهزاده بگوید بیشتر

اقراق نیست ،  حقیقت این باشد
 هرآنچه  گفتم در وصفش ، لیاقتش باشد

برای عرض تسلیت به ساحتش همه زائرش گشتیم
 برای عرض ارادت به حضرتش به دور حرم گشتیم

ای کاش سعادت ما بیش از این باشد
 اقل انتظارما، روئیت منتظر باشد

که با چشم ببینیم جمالش را یارب
 با گوش بشنویم صدایش را یارب

مصافهه ای رابرای لحظه‌ای یارب
 در کمال فهم و ادب درک کنیم یارب

همین برای امیدّو افتخارت محّمد بس
 اگر شود امضاء برای روز حشرت بس

سروده :  محمد عاشقی
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]

اپلیکیشن روستای سورانه

اپلیکیشن روستای سورانه

ارسال نظر شما
انتشار یافته : ۰ در انتظار بررسی : 15
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


توضیحات